طبیعت چه خوش خیالبافیست

زیبایش با زردی برگش

و پیریش با سپیدی برفش

وگاهی چه جفاکاریست

وچه دلتنگ بی قرارم

همه روزهای پاییزی

همه بی تاب برگریزان

در دلم اشوب فرداها

برگی دیگر افتاد باز

برگ محبوب من تو بمان

تو بمان سبز باز

شاید سبزی تو امید من باشد