چه بی تابانه پرواز می کنند
کبوترهای آزاد
بر روی اسمان قفس اوین
نفهمیدم
جای چه با چه عوض شده
واژها معکوس معنی می شوند
و تو باید نفهمی
و نفهمی
چه بی تابانه پرواز می کنند
کبوترهای آزاد
بر روی اسمان قفس اوین
نفهمیدم
جای چه با چه عوض شده
واژها معکوس معنی می شوند
و تو باید نفهمی
و نفهمی
یا هر خانه دیگری که ما ایرانیها می گوییم اگر بزنی
چند لحظه ای با دیدن میت یا همان مرده خودمان حالت عوض می شود
به گمونم بیشتر آدمایی که اونجا ضجه موره می زنند نه برای میت لکن برای خودشان هست
از عاقبت افتادن زبر دست اون عموهه که می شوره بدون اینکه بخاییم
بعد نماز می خونن بازم بدون اینکه بخواییم
بعد سریع بر می دارنت می گن به شرف لا اله الله
و بدو بدو تو نعش کش می برنت به سمت یه گودالی که اسمش خونه جدیدته
و تو که شکلات پیچ شدی رو می زارن اون زیر وبعد یه چندتا بیل خاک هم برای اطمینان از در نیومدنت می ریزند روت و الفاتحه..
بدو بدو تالار پذیرایی کباب رو می زنن تو رگ یه ذره هم از کیفیت بد غذا می گن
بعد خونه خودشون و خدافظ
گریه داره؟
من که از ته دل خندیدم تو قبرستون
خوب از این به بعد خودتی و خودت
حالا چه کردی؟!چقد حق ناحق کردی برای خریدن ماشین مدل بالا؟
خونتو بزرگ کردی!ویلا هم که خریدی!
مغازه هم چند باب خریدی!
ماشاله زنتم که خوشگله
خوب مونده
همین چند وقت پیش بود مو کاشته بودی
طاسی سرتم گرفته شده بود
اما سلولای مغرت از بس کار نکرده بودن فابریک رفتن زبر خاک
اینم از زندگی این دنیا
حاجی از اون دنیا اگر تونستی یه خبری بده تا شاید ما ادم شدیم
عبدالله مومنی را به خاطر دارید؟ سومین نوروزش را هم پشت میله های زندان گذراند مومنی نامهای به رهبری نوشت و در آن به مصائبی که در زندان بر وی رفته است سخن گفت. وی در قسمتی از این نامه مینویسد: بازجویان اصرار به اعتراف به داشتن رابطهٔ نامشروع با دیگران، داشتند، قسم خوردم که به زنم پایبند بودهام و نوشتم «من هیچ رفتار و عمل غیراخلاقی نداشتهام.»پس از خواندن کاغذ بازجویی، با مشت و لگد و سیلی به جان من افتادند و پس از کتک کاری مفصل و تحقیر و توهین گفتند «به تو اثبات می کنیم که حرامزاده و ولدزنا هستی.» نتیجه آن فرو کردن سر من در چاه توالت بود، آن چنان که کثافتهای درون توالت به دهان و حلق من وارد و به مرحله خفگی رسیدم. میگفتند که «باید کاملا توضیح دهی که با چه کسی در چه زمانی و در کجا و چگونه ارتباط داشتهای» و حتی از من میخواستند که در برگه بازجویی ام بنویسم که «در دوران کودکی مورد تجاوز جنسی قرار گرفتهام». بارها به تجاوز و استعمال بطری و شیشه نوشابه و چوب تهدید می شدم تا جایی که فیالمثل بازجوی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی بیان میکرد که چوبی را در ... استعمال میکنیم که صدتا نجار نتواند آن را در بیاورد.