دست نداشت

بر روی ویلچر

اما توانگر بود

خندهای بر لب

روزگاری از غم

شادی ای شادی

کجایی؟

رخت بر بستی از دلها

کجایی؟

با هر لبخندش با هر تبسم و شکرش

سرنوشت را به تمسخر می کشید

امید نامش بود

و پیشه اش بود  امید

نمور بود تنگ

غم بود رنج

وسلولی با یک روزن

سلول که تنگ تر می شود

سیاهی که عمیق تر می شود

دنیایت وسعت می یابد

ماهی تنگ اب

ودریای به وسعت تنگ اب

اسفندماه روز دوازدهم

جمعه ای سوت کور بسان همه جمعه های روزگار

و شاید غم انگیزتر

یاد خاطراتی نچندان دور افتادم

اینجا که نوشتن ازاده اگر چه بیروزن از این جا حرف زدن ممنوع

امروز انتخابات مجلسیست فرمایشی برای حکومتی که رفته رفته برای تاریخ ایران نمادی از دیکتاتوری مطلق می شود

یاد شب انتخابات 88 افتادم ستاد شیخ مهدی

ساعت 10نیم شب سایت فارس

اعلان نتایج انتخابات و موج ناامیدی

ان شب قرار بود تا به صبح بیدار باشیم به امید تغییر چه شعار امیدوار کننده ای

همان ساعت بود که زدیم بیرون به سمت ستاد میرحسین ولیعصر

تبریک میرحسین! فضا گنگ بود..به سمت وزارت کشور که می رفتی میدان فاطمی لباس شخصی ها هنوز دست به چوب نشده بودند شیرینی پخش می کردند..شب درازی بود..فردای روز انتخابات که دیگر هیچ..بهت سراسری بود ..برگشتم ستاد نزدیک ظهر..عده ای در حال تخلیه ستاد بودند هنوز بچه های سایت بودند.. چند تا از دراویش را دیدم اه فغان کنان واقعا گریان می گفتند ما تا دیروز یک بار هم رای نداده بودیم اشتباه کردیم و حالا تقلب شده به جرات می توانم بگویم اولین اعتراض را من ظهر فردای انتخابات در ستاد کروبی توسط چند تا درویش دیدم که امید به تغییر در حال روزشان دل در انتخاب کروبی داده بودند.

گذشت و کم کم روزهای سختی اغاز شد جوانها به خون کشیده شدند و ازادگانی در بند..

روزهای سرکوب بخاطر بیان افکار .در حصر شدن رهبران فکری..روزهای ترس روزهای وحشت از گلوله..

به جرات می توان گفت که دیگر امید به تغییر یا اصلاح با این طور انتخابات به پایان رسیده

این مجلس که با این چنین انتخاباتی تشکیل بشود نه مردمیست نه می تواند احیای حق مردم کند.

امروز مرا برد به خاطرات بعداز انتخابات که چه ساده لوحانه دل در گرو تغییر داده بودیم

نه فقط تغییر قدرت که نسل ما به دنبال قدرت نبود و فقط به دنبال حق از دست رفته اش



در دل بذر محبت کاشتم

و نفرت برداشتم

انچه در دل داشتم

بر باد داشتم

ای دل

غافل شدی

از ذکر یا رب یاربت

ای دل

 اینچنین مجازات چرا ترا

ای دل خونین من

خون جگرم کردی

ای دل شیدا

به ضرباهنگ موزونت قسم

عاقبت رسوای عالمم کردی