اتشی در دل زبانه می کشید
شعله اش گر می گرفت
به زبان که می رسید
سرخ می شد
سرخفامیش سر سبز به باد می داد
و کس نمی دانست
که سربداران
اتشها در دل داشته اند
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۱۱ ساعت 21:41 توسط اباذر
|
اتشی در دل زبانه می کشید
شعله اش گر می گرفت
به زبان که می رسید
سرخ می شد
سرخفامیش سر سبز به باد می داد
و کس نمی دانست
که سربداران
اتشها در دل داشته اند
شعر را دوست دارم نوشتن را هم دوست دارم.هر آنچه مرا لحظه ای به تعقل اندازد دوست دارم