ساعت گرد بود
و عقربه های بیچاره دوان
حیران
از پی هم
وصالی نبوده ونیست
و تمام ابدیت تا ازلیت فقط حیرانند
که چه می کنند
فقط پیر می شوند
بی شک پیرترین حیران زمانند
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۱۰ ساعت 23:0 توسط اباذر
|
شعر را دوست دارم نوشتن را هم دوست دارم.هر آنچه مرا لحظه ای به تعقل اندازد دوست دارم