دیواری بود به قامت بلندترین برجها
دیوار تردید
هر لحظه قد می کشید
شک ملاتش بود
پی اش از ناامیدی
اجرهای بدبینی
به نظاره که می نشستم
رخنه می کرد ترس در وجودم
نردبانی می خواهم.
نردبانی از جنس عشق
که ایمان بیاورم
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۰/۰۷/۰۲ ساعت 18:34 توسط اباذر
|
شعر را دوست دارم نوشتن را هم دوست دارم.هر آنچه مرا لحظه ای به تعقل اندازد دوست دارم