به كجاي اين شب بياويزم قباي مندرسم را
به كدامين كدخدا برسانم
داد مظلوميت اهل ده را
به كدامين ناخداي بي خدا سپرديم
سكان كشتي طوفان زده را
به كجا دويديم حال كه به دور خويش مي گشتيم
تلو تلو خوران چون مستان بي عقل
نمي دانستيم كه اين شب مستي
را سحري نمي باشد
آري برادر مستم اين شب را گويي سحري نمي باشد
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۸/۱۲/۰۵ ساعت 22:32 توسط اباذر
|
شعر را دوست دارم نوشتن را هم دوست دارم.هر آنچه مرا لحظه ای به تعقل اندازد دوست دارم