به رسم ادب در سالگردت با تاخیر می نگارم
هنوز سردی تنت بر دستانم و بر روحم و بوسه اخر بر تربت کربلا بر بازویت را یادم است
نارفیقی فراموش کردنت است که هرگز نارفیق نمی شوم
سه سال که سهل است سه هزار سال هم بگذرد خنده ات از دیدگانم نمی رود
هنوز هر وقت که از کویت می گذرم محال است اهی نکشم
سه سال گذشت و چه زود و چه سخت رفیقی که پیریش را می دیدم تنهایم گذاشت
یادت گرامی در دلم سید عزیز
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۸/۱۰ ساعت 20:1 توسط اباذر
|
شعر را دوست دارم نوشتن را هم دوست دارم.هر آنچه مرا لحظه ای به تعقل اندازد دوست دارم