روزگار غریبیست
همه چیز برعکس شده
انسانها وارونه شدند
نگاها عوض شدند
چهرها درهم شدند
مدل ماشین ها بالا رفتند
رفاقت ها تو خالی شدند
معرفت ها کم شدند
وقتی پولها زیاد شدند
عشق ها مجازی شدند
ارایش ها غلیظ شدند
ادمها که چوبی شدند
دروغ ها که زیاد شدند
دماغ ها جراحی شدند
حقوق ها کم شدند
فقیر ها زیاد شدند
دل ها خونین شدند
زندانی ها صد چندان شدند
حرف ها جفنگ شدند
روزنامه ها تعطیل شدند
نداها در گورها دفن شد
چشمها اشک الود شدند
خونها جاری شدند
شبها بی ستاره شدند
من امشب بی خواب شدم
در دل این شب
یادها
رفاقت ها
دوستی ها
گذشته ام
همه و همه در یادم
تشویش بی خوابی
وناملایمت های بی انتها
از دوستان و غریبه ها
خلاصه روزگار غریبیست نازنین
همه چیز بر عکس شده
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۱/۰۴/۰۴ ساعت 1:17 توسط اباذر
|
شعر را دوست دارم نوشتن را هم دوست دارم.هر آنچه مرا لحظه ای به تعقل اندازد دوست دارم