برق شادی از فروختن اخرین توشه
خنده شادی کودک دست فروش
زبانه از عمق وجودش
مانده در انتهای دستانش
بیسکویت باد کرده درجه سومش
پاهای وامانده در سرمایش
جبر است
قانون طبیعت
سرنوشت یا عدالت
تقدیر یا خواست الهی
اما هر چه هست
باز نیچه راست می گفت!
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۰/۰۹/۰۳ ساعت 14:14 توسط اباذر
|
شعر را دوست دارم نوشتن را هم دوست دارم.هر آنچه مرا لحظه ای به تعقل اندازد دوست دارم